افسردگی اساسی چیست؟ علائم، نشانه ها و روشهای درمان

افسردگی اساسی یا Major Depression

افسردگی اساسی یا اختلال افسردگی اساسی یا اختلال افسردگی عمده و یا اختلال افسردگی ماژور یا دیپریشن ، به انگلیسی Major Depressive Disorder ، نوع پیشرفته و پیچیده‌ای از افسردگی می‌باشد. افسردگی به عنوان یکی از اختلالات روانشناسی و روانپزشکی ، دارای علائم و نشانه‌های خاصی است. از جمله این نشانه‌ها می‌توان به احساس غم و اندوه شدید، انزوا، و ناامیدی زمانی (که هربار بیش از دو هفته طول می‌کشد) اشاره کرد. افسردگی، داشتن احساس ناراحتی و تنهایی به صورت موقتی و گاه به گاه نیست. این نوع احساسات را تمامی افراد به طور معمول در زندگی خود تجربه می‌کنند. شخص افسرده احساس گیرافتادن در یک حفره سیاه و عمیق، بدون هیچ راه بازگشتی را دارد. این شخص هیچ امیدی به عوض‌شدن شرایط ندارد. در این صفحه نشانه های افسردگی اساسی را بر مبنای راهنمای تشخیصی و آماری بیماری های روانپزشکی شرح می دهیم.

نشانه‌های افسردگی اساسی

شخص مبتلا به اختلالات افسردگی اساسی (که گاهی نیز با نام افسردگی بالینی از آن یاد می‌شود)  احساس افسردگی و یا عدم علاقه و اشتیاق در فعالیت‌های روزانه خود را به مدت حداقل دو هفته دارد. این احساسات افسردگی تغییرات به سزایی در حال و هوای روزمره شخص خواهد گذاشت.

عملکرد اجتماعی، شغلی، تحصیلی و سایر بخش‌های مهم زندگی نیز با این تغییرات خلق‌وخو دچار اختلال خواهد شد. به عنوان مثال، شخص افسرده کلاس‌های درسی و محیط‌کار خود را ترک خواهد کرد. همچنین این فرد فعالیت‌های معمول اجتماعی خود را نیز کنار خواهد گذاشت. (مانند گذراندن زمان با دوستان)

افسردگی اساسی (افسردگی بالینی) بر اثر وجود ۵ مورد و یا بیشتز از این علائم افسردگی تشخیص داده خواهد شد. به بیانی دیگر، داشتن پنج مورد از علائم زیر برای تشخیص افسردگی کافی است.

۱- داشتن احساس افسردگی در اکثر مواقع

داشتن حس و حال افسردگی در اکثر روزها و همچنین در بیشترین ساعات روز یکی از عوامل اصلی بروز افسردگی بالینی می‌باشد. این احساس به وسیله گزارش‌های موضوعی ( مانند داشتن حس ناراحتی، پوچی، ناامیدی) و یا مشاهدات افراد دیگر ( مانند رفتار مشکوک به حالت گریه) تشخیص داده می‌شود. (در کودکان و نوجوانان این حس به جای داشتن ناراحتی به شکل حساسیت بیش از حد بروز خواهد نمود.)

۲- از دست دادن حس انگیزه و لذت در زندگی

از دست‌دادن حس انگیزه و یا لذت به طور کاملا مشخص در تمامی فعالیت‌های روزانه مانند عدم علاقه به تفریحات، ورزش و .. (این قضیه راجع به تمامی فعالیت‌های مورد علاقه فرد در زمان سابق نیز می‌باشد.) نیز تاثیر به سزایی در تشکیل افسردگی خواهد داشت.

۳- تغییر شدید در وزن

در صورت از دست ‌دادن وزن چشم‌گیر هنگام نداشتن رژیم‌غذایی و افزایش وزن ( از دست دادن بیش از ۵ درصد از وزن بدن در یک ماه) و یا همچنین افزایش و کاهش روزانه اشتها احتمال بروز افسردگی بالینی در شخص وجود دارد.

۴- بی‌خوابی یا پرخوابی

بی‌خوابی ( به سختی به خواب رفتن و یا پریدن‌های ناگهانی از خواب) و یا همچنین پرخوابی به صورت مداوم و روزانه یکی از نشانه‌های افسردگی اساسی می‌باشد.

۵- تداوم بروز رفتارهای نامتعادل

احساس تداوم وجود مشکلاتی همانند احساس خستگی مداوم، قدم‌زدن‌های بی‌علت و یا رفتارهای بی‌‌هدف و بی‌قراری کردن ( که به آن آژیتاسیون روانی نیز می‌گویند.) و همچنین بالعکس کم‌کاری حرکتی رفتاری شخص مانند صحبت با حرکت با سرعت بسیار پایین ( که به آن عقب‌ماندگی روانی نیز می‌گویند) عامل تاثیرگذاری در بروز افسردگی بالینی می‌باشد.

۶- احساس خستگی و کمبود انرژی

کوفتگی، خستگی و یا کمبود انرژی در تمام طول روز احتمال مبتلا شدن به افسردگی بالینی را افزایش می‌دهد. این کمبود انرژی حتی در انجام کوچک‌ترین فعالیت‌ها مانند لباس پوشیدن و یا ظرف شستن نیز بروز می‌دهند. فرد افسرده این‌ کارها را با دشواری بیشتر و همچنین مدت زمان طولانی‌تر از حد نیاز انجام می‌دهند.

۷- احساس بی‌ارزش‌بودن یا حس گناه

احساس بی‌ارزش‌بودن و یا احساس گناه بی‌جهت و بیش از حد ( یادآوری احساسات تلخ گذشته) از جمله نشانه‌های افسردگی اساسی می‌باشد.

۸- کاهش قدرت تمرکز و تفکر

کاهش قابلیت تفکر و تمرکز و یا حتی تصمیم‌گیری درست تقریبا در تمام طول روز (حواس‌پرتی سریع، داشتن شکایت از مشکلات حافظه) از نشانه‌های اساسی افسردگی به شمار می‌رود.

۹- فکر به خودکشی و مرگ

شخص افسرده بیش از حد به مرگ و یا حتی خودکشی فکر می‌کند. این شخص به طور مداوم به فکر خودکشی بوده اما هیچ برنامه و یا قصد واقعی برای انجام آن ندارد.

تفاوت افسردگی معمولی با افسردگی‌ اساسی

احساس افسردگی به‌وجود آمده به وسیله عوامل خارجی (مانند الکل، داروهای درمانی و ..) به عنوان اختلال افسردگی اساسی شناخته نمی‌شود. همچنین افسردگی‌های به وجود آمده به وسیله مصرف داروهای عمومی نیز افسردگی اساسی نامیده نمی‌شوند.  در صورت وجود سابقه دیوانگی، هیپومانیا و یا اختلالات ترکیبی (مانند اختلال شخصیت دوقطبی) تشخیص افسردگی اساسی قابل انجام نخواهد بود. در صورت شناخته‌شدن افسردگی به عنوان اختلال گسیختگی عاطفه نیز تشخیص افسردگی ممکن نیست. افسردگی تنها در صورت بروز به عنوان جنون جوانی، توهم و یا اختلالات روانی به درستی تشخیص داده خواهد شد.

افسردگی هم‌چنین با از دست‌دادن علاقه و انرژی نسبت به انجام علایق پیشین شخص نیز همراه است. ورزش‌کردن، بیرون رفتن یا گذراندن وقت با خانواده و دوستان از جمله این علایق به شمار می‌روند. بسیاری از افراد دارای اختلال افسردگی اساسی مشکلاتی با تغذیه و خواب خود نیز دارند. این افراد دچار کمبود و یا زیاده‌روی در خواب و خوراک هستند. توانایی تمرکز و حافظه اشخاص افسرده نیز دچار نوساناتی خواهد شد. همچنین تجریک‌پذیری احساسی و احساس خستگی دائمی نیز از نشانه‌های افسردگی می‌باشد.

افسردگی و احساس غم و اندوه

با توجه به آخرین بروزرسانی‌های اختلالات افسردگی مزمن در راهنمای DSM-5 ( آخرین راهنمای تشخیص اختلالات روانی)  بیشترین احتمال بروز اختلالات مزمن در افراد در زمان‌های داغداری آن‌ها (به عنوان مثال از دست دادن شخص مورد علاقه در زندگی) وجود دارد. این شواهد تغییری عظیم نسبت به راهنمای DSM-IV ایجاد کرده است. در راهنمای DSM-IV شواهدی از تاثیر از دست دادن افراد مهم زندگی با ایجاد افسردگی اساسی وجود نداشت. منطق پشت این تغییرات ایجاد شده بر اساس احتمال زجر شدید در افراد حین از دست دادن افراد مهم زندگی خود و در نهایت تبدیل شدن این زجر و رنج به افسردگی اساسی می‌باشد.

به زبانی دیگر، برای شخص داغدار بروز اختلالات رفتاری و عملکردی، دلهره شدید و داشتن احساس بی‌ارزش بودن، افکار مرتبط با خودکشی، وجود علائم روانی و یا عقب‌ماندگی روانی ( کند شدن سرعت حرکات فیزیکی شخص) برای بیشتر از دو ماه طبیعی نمی‌باشد.

بدین ترتیب، حین وقوع همزمان این اتفاقات احتمال وقوع نشانه‌های افسردگی و اختلالات عملکردی در شخص با شدت بیشتری نسبت به زمان‌های عادی وجود خواهد داشت. بروز افسردگی‌های مربوط به داغداری در افراد به دلیل سایر آسیب‌پذیری‌های متفاوت با اختلالات افسردگی اساسی رخ می‌دهد. روند بهبود این افسردگی به وسیله دارای‌های ضد افسردگی تسهیل خواهد شد.

رفرنس و منابع نوشته:

American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). Washington, DC: Author.

National Institute of Mental Health. (2019). Depression. Retrieved from https://www.nimh.nih.gov/health/publications/depression/index.shtml on March 12, 2019.

Muneer, A. (2018). Major Depressive Disorder and Bipolar Disorder: Differentiating Features and Contemporary

Treatment Approaches. In Understanding depression. New York: Springer.

مقالات مرتبط با این مقاله

نمی‌دانید چه مشکلی دارید؟ و یا چه روانشناس و رویکردی مناسب شماست؟

فرم زیر را پر کنید تا شما را راهنمایی کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *