شناخت درمانی یا Cognitive Therapy چیست؟

شناخت درمانی

شناخت درمانی یا Cognitive Therapy که به اختصار CT نامیده می شود، یکی از رویکردهای گسترده و موثر روان درمانی است. از انتخاب بین مربا یا کره بادام زمینی بر روی نان در صبحانه تا تصمیم قطعی برای پایان دادن به یک رابطه دوستانه یا عاشقانه، پشت تمامی اعمال ما چه کوچک و چه بزرگ یک فرآیند شناختی پیچیده وجود دارد. این اعمال و تصمیم ها گاهی ممکن است بسیار ساده و پیش پا افتاده به نظر برسند. گاهی نیز ممکن است به شکلی باشند که زندگی شما را تغییر دهند.

فرآیند شناختی
انتخاب ها و فرآیند های شناختی

این فرآیند شامل ایده ها، تصاویر ذهنی، نگرش ها و ارزش هایی است. این موارد با یکدیگر جمع شده و افکار خودآگاه و ناخودآگاه افراد را تشکیل می دهند و مسیر هر فرد را مشخص می کنند. بسیاری از این فرآیند ها به صورت طبیعی و بدون ایجاد هیچ مشکلی به نتیجه می رسند. این در حالی است که ممکن است برای دیگران، الگوهای منفی تفکر ایجاد شود. در صورت رها شدن، این تفکرات خود می توانند عامل ایجاد مشکلات بزرگی برای سلامت افراد باشند.

شناخت درمانی مبتنی بر این اصل است که افکار و ادراک ها می توانند بر احساس و رفتار ما تاثیر بگذارند. این روش نگاه خاصی به بررسی و ارزیابی مجدد افکار منفی دارد. بنابراین افراد می توانند روش های مثبت تر و منعطف تر تفکر را یاد بگیرند که به دنبال آن بر روی رفتارهای آن ها تاثیرگذار باشد.

در این مقاله، CT یا همان شناخت درمانی به صورت کامل مورد بحث قرار خواهد گرفت. همچنین نقش این رویکرد در رفتار درمانی عقلانی هیجانی REBT و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی MBCT بیان خواهد شد.

 

شناخت درمانی چیست؟

شناخت درمانی یا CT یک روش درمانی است که زیرمجموعه گروهی بزرگتر از درمان های شناختی و رفتاری است. منشا این رویکرد در بازسازی REBT یا رفتار درمانی عقلانی هیجانی است که در سال ۱۹۵۵ توسط آلبرت الیس بیان شد. با این وجود، اصول اصلی شناخت درمانی بسیار مشابه با کارهایی است که روانشناس آمریکایی آرون بک در قرن بیستم انجام داده است. بک متوجه شد که کار بیماران او به دلیل افکار منفی و عقاید آن ها با وقفه مواجه می شود.

از دیدگاه بک افکار، احساسات و رفتارها سه مقوله کاملا به هم پیوسته و جدایی ناپذیر هستند. او عقیده دارد که با شناسایی و تغییر تفکر نادرست، پاسخ های هیجانی اضطرابی و رفتارهای مشکل ساز، افراد می توانند برای غلبه بر مشکلات خود و رسیدن به اهداف تلاش کنند.

شناخت درمانی و باورهای منفی
شناخت درمانی و جایگزینی باورهای منفی و غلط

شناخت درمانی عبارتست از فعالیت مشارکتی درمانگران با مراجعان برای توسعه و تقویت مهارت هایی به منظور شناسایی و جایگزینی افکار و باورهای غلط. این رویکرد در نهایت منتج به تغییر رفتار عادت مرتبط با آن ها می شود. این رویکرد معمولا بر روی زمان حال متمرکز است و یک نوع درمان راه حل محور مسئله است.

زمانی که افراد دچار پریشانی و تشویش می شوند، توانایی تشخیص افکار درست و غلط را ندارند. شناخت درمانی این امکان را به فرد می دهد تا افکار نادرست خود را شناسایی کرده و آن ها را مجددا ارزیابی کند. برای مثال اگر فردی دچار اشتباهی ولو کوچک شود، ممکن است خود را بی عرضه بداند. در چنین شرایطی این تفکر که فرد توانایی انجام درست کاری را ندارد، به او غلبه می کند. این طرز فکر می تواند باعث ایجاد چرخه ای در فرد شود. در این سیکل، انجام کارهایی که در آن ها اشتباهی صورت گرفته متوقف می شود. همین عمل به خودی خود باعث تقویت رفتار منفی می شود.

پرداختن و ارزیابی مجدد الگوی فکری، می تواند راه را برای روش ها و الگوهای انعطاف پذیر فکری هموار کند. این کار منتج به افزایش الگوهای تفکر مثبت و تمایل به انجام فعالیت هایی در جهت تغییر باورهای منفی می شود.

شناخت درمانی یا CT همچنین نوعی روش مهارت سازی را به کار می گیرد. به این معنا که درمانگر، مهارت ها را به صورت مستقل به فرد آموزش می دهد تا او بتواند با تمرین و تسلط بر آن ها، از منافع آن ها پس از جلسات انفرادی درمانگر بهره مند شود.

نظریه شناخت درمانی

آرون بک به عنوان پدید آورنده رویکرد درمانی شناختی، نظریه و الگویی ارائه کرده است که همچنان سنگ بنای بسیاری از رویکردها و روش های شناختی و رفتاری در درمان است.

افکار خودکار در شناخت درمانی
افکار خودکار در روش شناخت درمانی

هنگام کار با بیمارانی که مبتلا به افسردگی بودند، بک متوجه شد که آن ها به صورت خود به خود و غیر ارادی با سیلی از افکار منفی رو به رو می شوند. وی این افکار را «افکار خودکار» نامید و از نظر محتوایی آن ها را به سه دسته تقسیم کرد:

  1. عقاید منفی مراجعان درباره خودشان
  2. افکار منفی درباره جهان
  3. افکار منفی درباره آینده

بک متوجه شد که زمانی که برای شناخت و بررسی این افکار می گذارد به طور کلی منجر به درمان بیمارانی خواهد شد که آن ها را جدی بدانند. او برای پاسخ به این افکار، شروع به کمک افراد برای ارزیابی مجدد و تفکر واقع گرایانه تر کرد. این فعالیت ها منجر به پیشرفت در عملکرد احساسی و رفتاری افراد شد.

از دیدگاه بک، مداخلات موفق منجر به آموزش افراد برای شناخت و آگاهی از افکار غلط آن ها می شود و تاثیرات آن را به چالش می کشد.

شناخت درمانی امروزه بیشتر به عنوان درمان شناختی رفتاری CBT معرفی می شود. این روش به صورت اکثرا منحصرا و پشت سر هم با اصول رفتاری تمرین می شود. با این وجود اما برخی از درمانگران همچنان شناخت درمانی را به عنوان رویکردی مستقل ارائه می دهند.

این روش درمانی بیشتر برای درمان اختلالات اضطراب و افسردگی استفاده می شود. البته این روش می تواند در هر اختلال و مشکلی که در آن الگوهای ذهنی تفکر منفی شکل گرفته باشند، مفید و موثر باشد.

رفتار درمانی عقلانی هیجانی REBT

آلبرت الیس دیگر روانشناسی است که در خصوص افکار و الگوهای منفی و تاثیر آن ها در تمایل فرد به خود تخریبی به نتایجی مشابه بک دست یافته است. الیس در نتیجه تحقیقات خود، رویکردی جدید به نام رفتار درمانی عقلانی هیجانی با نام اختصاری REBT را معرفی کرد. این رویکرد را می توان نوعی از شناخت درمانی دانست. REBT یک رویکرد عمل گرا برای مدیریت باورها و رفتارهای غیر منطقی است.

رفتار درمانی عقلانی هیجانی از یک چارچوب ساده ABC برای بیان رابطه بین اتفاقات، باورها و پیامدها استفاده می کند:

  1. A) فعالسازی رویداد

اتفاق و برداشت ما از آن؛ برای مثال: فردی با دوستی که او را تایید نمی کند از خیابان می گذرد، حال فرد می تواند بی تفاوت بوده و یا از این موضوع خوشش نیاید.

  1. B) باورها

ارزیابی ما از اتفاق و باور منطقی یا غیر منطقی ما در مورد آن؛ به عنوان مثال:

  • من می توانم همیشه بدون دوست باشم
  • برای داشتن احساس خوشبختی، مردم باید شبیه من باشند
  • من یک دوست خیلی بد هستم بنابراین باید آدم بی ارزشی باشم
  1. C) پیامدها

احساسات، رفتارها و افکار برآمده از حادثه؛ به عنوان مثال:

  • احساسات: افسردگی و تنهایی
  • رفتارها: انزوا و نادیده گرفتن مردم

REBT به عنوان نوعی از شناخت درمانی، با استفاده از چارچوب فوق به افراد در مواجهه با احساسات و رفتارهای ناسالم و مشکل ساز کمک می کند. شناسایی باورهای شخصی که معمولا عامل ایجاد پریشانی احساسی و هیجانی هستند نیز می تواند در ایجاد اصلاحات بسیار موثر باشد.

درمان اختلالات با شناخت درمانی
اختلالاتی که شناخت درمانی می تواند آن ها را درمان کند

این رویکرد می تواند در درمان انواع اختلالات روانشناختی مانند اضطراب، فوبیا و ترس خاص، کم رویی و یا نیاز به تایید بسیار موثر باشد. REBT می تواند با روش های مختلفی بنا به تجربه و نظر درمانگر اجرا شود. معمولا در تمامی درمان ها با استفاده از این روش درمانگر سعی می کند تا تفکرات و باورهای غلط فرد را به چالش بکشد و با تعیین تمرین هایی به او در غلبه بر افکار منفی کمک کند.

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی MBCT

این رویکرد در در ابتدای پیدایش خود تنها برای جلوگیری از عود مبتلایان به افسردگی بازگشت پذیر ایجاد شده است. در این روش از تکنیک های باستانی شناختی درمانی در کنار استراتژی های جدید روانشناختی مانند ذهن آگاهی و مدیتیشن استفاده می شود.

مورد اول به آموزش افراد در خصوص افسردگی کمک می کند. این درحالی است که تکنیک های ذهن آگاهی و مدیتیشن بیشتر بر روی آگاهی افراد از احساسات و افکار و پذیرش آن ها بدون واکنش به آن ها تکیه دارند. این رویکرد ابتدا توسط جان تیزدال، زیندل سگال و مارک ویلیامز ایجاد شد. این رویکرد بر محوریت رویکرد کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی از جان کابات زین ایجاد شده است. MBCT یا همان شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، معمولا هشت هفته ای بوده و پس از هفته پنجم یک جلسه روزانه طولانی مدت خواهد داشت.

مقالات مرتبط با این مقاله

نمی‌دانید چه مشکلی دارید؟ و یا چه روانشناس و رویکردی مناسب شماست؟

فرم زیر را پر کنید تا شما را راهنمایی کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *